خرید بک لینک
وقتی آهنگی می‌شنوی خیلی غریب، و دوست داری باهاش برقصی، اما نمی‌دونی چطور باید با این آهنگ بیگانه رقصید. شق و رق می‌شینی و بدون کوچک‌ترین حرکت به آهنگ گوش می‌دی.زندگی فقط رشته‌ای از آدم‌های مختلف بود که وارد می‌شدن و بهت می‌گفتن:" تو چقدر پتانسیل داری. تو چقدر باهوشی." و تو بریدی، و در آخر اونا هم از تو بریدن. تو در تختت ذوب می‌شی، کسی اینجا غبغبت رو نمی‌بینه که به خاطر زاویه‌ی سرت با بالشت گنده‌تر شده. یا پستان‌های لنگه به لنگه‌ت که یکی از این سمت افتاده و یکی از اون.چشمات رو می‌بندی و تصور می‌

برچسب: نویسنده: طاها اکبری تاريخ: سه شنبه 20 مرداد 1405 ساعت: 0:45

صفحه بندی